سرویس بهداشتی
سرویس بهداشتی خانه ی من واقع بینانه ترین قسمت خانه است. عریان ترین. روشن ترین. سردترین و آرامش بخش ترین!
پرده ها همیشه پوشاننده هستند! هم آفتاب را می پوشانند و هم حس گرما به آدم میدهند و هم فراموشی...اما سرویس بهداشتی من پرده ندارد. روشن روشن است. تمام ذرات پراکنده ی نور، رقصان و شادان از جلوی چشم هایت می گذرند و تازه گرمای ساختگی خانه را نیز ندارد. خنک و آگاهی دهنده ست. عین واقعیت! در هر حال و اوضاعی که باشی در چهاردیواری مخصوص ساختگی خودت، وقتی به سرویس بهداشتی می روی بیدار می شوی. تازه متوجه می شوی روز شده و صدای ماشین ها و رفت و آمد را می شنوی و با کمی سرما هم کاملا از خواب می پری... فکر میکنم که چقدر جسم و جان ما به هم وابسته ست و هرکدام از اتفاق هائی که در بدن ما می افتد نشانگر اتفاقی در جان ما نیز هست. از حرکات روزانه وتکراری بدن ، از دفع فضولات این پیکر می توان پی برد که هر روز و شب روح ما نیز احتیاج به نو شدن و دفع زباله دارد. هرچه بیشتر به بدنم توجه می کنم ، شادترم. نشانه ای به این عظمت در اختیار ماست و ما غافل!
...
این توالت فرنگی چه چیزها که به ذهنم متبادر نمیکند!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۰ ساعت 10:17 توسط افرا آب شناسان
|
